حقوق زن از منظر حقوق بین الملل

تومان2,000

توضیحات

مقدمه

جنسیت واقعیتی انکار ناپذیر در نظام آفرینش است که افراد انسانی را از همان ابتدای خلقت به دو گروه کاملا متمایز ” زن ” و ” مرد ” تقسیم نموده است. این تمایز دیرینه از یک سو پایه گذار زنجیره حیات بشری و از سوی دیگر زمینه ساز رویارویی و مقایسه پایداری است که پایان آن هیچگاه فرا نخواهد رسید. اگر منطق خلقت را مبتنی بر تناسب و انتظام اجزاء آن بدانیم، این تناسب و انتظام همان حکمت نهفته خداوندی است که ازدواج متمایز و در عین حال متلازم انسان حیوان، نبات و اشیاء را پدیدار ساخته است . این تلازم نه تنها تصور استقلال و تجرد ” زن ” یا ” مرد ” را بکلی منتفی می کند، بلکه یکی از آیات باشکوهی است که متاع روح انگیز آرامش، مودت و رحمت را برای همه انسانها فراهم می سازد.(سوره روم آیه ۲۱) با این ترتیب برتری و اولویت یکی بر دیگری در آیین فطرت قرار نمی گیرد.

اما برعکس این اندیشه عقلانی، عالم واقع و تجربه ی تاریخ بیان کننده حکایت دیگری است که در آن زنان، علاوه بر آن که در مراتب مادون مردان قرار گرفته اند از ناروایی های فراوان تحقیر و اهانت نیز در امان نبوده اند، جنسیت در کنار عوامل دیگر، همواره موجب بروز صحنه های گوناگونی از ظلم بوده که به دلیل ویژگی های خاص زنانه مانند صبر و تحمل وصف ناشدنی و متانت فراوان به عنوان عوامل داخلی و عدم دسترسی به مکانیزم های قانونی احقاق حق، لایه های آن قطورتر و انحاء مختلف ستم، نهادینه و فرهنگی شده است.

تاریخ بشر نشان می دهد که در تکوین جوامع اولیه علی رغم کرامت ذاتی و تعقل انسانی افراد بشر در رویارویی ها و ستیزه جویی های فردی و اجتماعی، برای ارضاء توقعات خود از حربه زور واقتدار استفاده کرده اند و بدین ترتیب دست بالای دست موجب تكوين طبقات گوناگون شده و جلوه های عدیدهای از استکبار و استضعاف را پدیدار ساخته است. در این ماجرای اولویت و قاهریت زور و قدرت جایگاه زنان به خاطر جسم طبیعتا ظریف و طبع لطيف در میانه میدان اقتدار رو به تنزل گذاشته است. با این فرض تاریخی می توان به مقهوریت و مظلومیت زنان پی برد .

پاسخ دهید